تبلیغات
طعم زندگی
» برزوترین آهنگ ها از نایس موزیک ( چهارشنبه 29 شهریور 1396 )
» قدر خوشبختی‌ هاتونو بدونید ( شنبه 29 آبان 1395 )
» لبخند بزنیم ... ( یکشنبه 31 مرداد 1395 )
» شکرگذار باشید ... ( چهارشنبه 20 مرداد 1395 )
» خانم به من دست نزن من متاهلم ... ( شنبه 16 مرداد 1395 )
» با عشق رنگ بزن ... ( شنبه 9 مرداد 1395 )
» قدر آدم های خوب زندگیمون رو بدونیم ... ( یکشنبه 3 مرداد 1395 )
» به سادگی زندگی کنید ... ( شنبه 2 مرداد 1395 )
» راهی را نرو که از سرِ ترس است ... ( پنجشنبه 31 تیر 1395 )
» منزل حقیقی ما کجاست ... ( پنجشنبه 31 تیر 1395 )
» گاهی دل ها بخاطر نگفته ها میشکند ( چهارشنبه 30 تیر 1395 )
» مهم نیست چگونه قضاوت میشوم ... ( سه شنبه 29 تیر 1395 )
» دل داد زد دیوانه من می بینمش ... ( دوشنبه 28 تیر 1395 )
» به خود بگویید عالی هستید ... ( جمعه 25 تیر 1395 )
» مهم نیست که زیبا باشی ... ( چهارشنبه 23 تیر 1395 )
» درود بر اندیشه های مهربان ... ( چهارشنبه 23 تیر 1395 )
» تعریف زمان ... ( سه شنبه 22 تیر 1395 )
» زندگی شوق رسیدن به خداست... ( یکشنبه 20 تیر 1395 )
» مدتی سكوت كن تا پاسخ بهتری بیابی ... ( یکشنبه 13 تیر 1395 )
» شاد زیستن ... ( یکشنبه 13 تیر 1395 )
» به سمت جلو حرکت کن ... ( شنبه 12 تیر 1395 )
» بن بست وجود ندارد ... ( جمعه 11 تیر 1395 )
» از دیروز نزدیک ترم ... ( پنجشنبه 10 تیر 1395 )
» امروز را زندگی کن ... ( پنجشنبه 3 تیر 1395 )
» می تونیم بر کره مغز خودمون مسلط باشیم ... ( چهارشنبه 2 تیر 1395 )
» ساعت احساسات ( سه شنبه 1 تیر 1395 )
» تفاوت حال تا سال دیگر ما ... ( سه شنبه 1 تیر 1395 )
» ذهن های بزرگ ... ( دوشنبه 31 خرداد 1395 )
» لبخند بزن... ( جمعه 21 خرداد 1395 )
» باارزش ترین چیز برای نقاشی ... ( سه شنبه 18 خرداد 1395 )

بیشتر هنرمندان در ازدواج شكست می خورند، برای اینكه اول با هنر خود ازدواج كرده اند نه با شخصیت یكدیگر.((غ.ذ)) 


اخلاق باید بر هنر حكومت كند.((ایمانوئل كانت)) 


كارهایی كه در زندگی انجام می‌دهیم، پشت صحنه‌ی هیچ فیلمی نیست. همه‌ی صحنه‌ها همان برداشت نهایی است كه قرار است به روی پرده بیاید و نمایش داده شود. چیزی به نام "تمرین" وجود ندارد.((آنتونی رابینز)) 


هنر می‌تواند چشم‌اندازی برای انسان بیافریند كه در آن، دانستنی‌ها، تبدیل به راستی می‌شود.((آركیبالد مك لیش)) 


در هنر چیزی است كه بشر به طبیعت افزوده است.((باكن)) 


در سلسله مراتب هنرها، این موسیقی است كه جای نخست را می گیرد.((میلان كوندرا)) 


صنعت و هنر بسیار است و زندگی كوتاه.((؟)) 


زندگانی، یك نمایش و سینمای همیشگی است. تماشاچیان صحنه ی زندگانی یكی پس از دیگری برمی خیزند و از سینمای زندگانی بیرون می روند.((آندره موروا)) 


فن و هنر پیری آن است كه انسان سالخورده خود را به منزله ی تكیه گاه زندگانی و به منزله ی مرد مورد اعتماد نسل های آینده قرار دهد، نه اینكه خود را در برابر جوانان به منزله ی یك دشمن و رقیب نمایان سازد.((آندره موروا)) 


برای مردمانی كه جز به تكمیل احساسات بشری نمی اندیشند، موسیقی پناهگاهی شایسته و ابزار سرگرمی مؤثری است.((آندره موروا)) 


من با تمام وجود آرزو دارم كه در آسمان نیز بتوانم به نقاشی خود ادامه بدهم.((كوروت)) 


زیبایی در هنر، نوری است كه به ناگاه از آنچه هرگز گفته نشده است، می تابد.((میلان كوندرا)) 


یك حالت آغازین موسیقی وجود دارد، حالتی كه پیش از تاریخ موسیقی وجود داشته است؛ حالت پیش از نخستین پرسش، پیش از نخستین اندیشه، پیش از نخستین بازی با دورنمایه یا مضمون.((میلان كوندرا)) 


هنگامی كه سخن بر سر پی بردن به مفهوم و ارزش یك اثر هنری است، زمینه های ملی و منطقه ای به هیچ كار نمی آیند.((میلان كوندرا)) 


زمانه ی آكنده از انبوه ایده ها و بی اعتنا نسبت به آثار [ ادبی و هنری ] ، مرا غرق در نومیدی می سازد.((میلان كوندرا)) 


رمان هنری طنز آمیز است؛ «حقیقت» رمان نهفته، ادا نشده و ادا نشدنی است.((میلان كوندرا)) 


پرسش بنیادی برای هر هنرمند عبارت از این است كه اثر «با ارزش» او با كدام كار آغاز می شود؟((میلان كوندرا)) 


رمان نویس اهمیت زیادی برای ایده های خود قایل نیست. او یك كاشف است كه كورمالانه می كوشد تا جنبه ی ناشناخته ای از وجود را آشكار كند. رمان نویس مسحور [ =شیفته] رای و آوای خود نیست، بلكه مسحور شكلی است كه دنبال می كند و تنها شكل هایی كه به خواست های رویایش پاسخ می دهد، جزیی از اثر او هستند.((میلان كوندرا)) 


آنچه به تحول تاریخی هنر، معنا و جهت می دهد، فقط فرض وجود ارزش زیبایی شناختی عینی است.((یان مو كارووسكی)) 


هنر، دیریاب و زمان، شتابان است.((هنری وادزورث لانگ‌فلو)) 


دلهای ما گرچه مردانه و دلیراند، با اینهمه، چون طبل های گلو گرفته ای آهنگهای عزا را در راه گورستان می نوازند.((هنری وادزورث لانگ‌فلو)) 


زندگی مردان بزرگ به ما می آموزد كه می توانیم زندگی خود را برتری بخشیم و چون آهنگ سفر كردیم، در قفای [ =غیبت ] خود نشانه ی پایی بر خاك زمان بگذاریم. نشانه پایی، تا مگر دیگری، برادری كشتی شكسته و بی پناه، كه بر دریای بزرگ زندگی رو به راه نهاده است، با دیدن آن از نو قوت قلبی بیابد.((هنری وادزورث لانگ‌فلو)) 


درست همان گونه كه برای شنیدن نوای زمزمه‌ی كسی باید سكوت كنیم و بی‌حركت باشیم، نگرش ما به هنر نیز باید با عشق و ستایش همراه باشد.((آبراهام مازلو)) 


زمانی چیزهایی مرا به خشم می آورد كه امروز باعث خنده ام می شوند. برای این كار پایداری لازم است تا با آن، انسان های میانه ی اهل عمل بر شاعران و هنرمندان خنده سر دهند.((فرناندو پسوا)) 


تلاش تكاملی هنرمندان بزرگ را گرامی می داریم و حیرت می كنیم. نزدیكی آنها را به تكامل دوست داریم، به هر حال آنها را دوست داریم، چرا كه تنها یك نزدیكی است.((فرناندو پسوا)) 


خوشبخت كسی كه با یاری خیال، شخصیت خود را ترك می كند و با تماشای زندگی غریبه ها خویشتن را مسرور می سازد و حتا نه كل تاثیرات، اما نمایش درونی كل تاثیرات را تجربه می كند.((فرناندو پسوا)) 


ما چیزی هستیم كه در استراحت میان یك نمایش به پایان می رسیم، گاهی وقت ها به گونه ای فرار از شكاف درهای خاص به درون می نگریم، چیزی كه شاید جز تصویر صحنه چیز دیگری نیست.((فرناندو پسوا)) 


به چنگ آوردن چیزی كه نتوان به چنگ آورد، هنر است.((فرناندو پسوا)) 


همه ی چیزهایی كه در عرصه ی هنر یا زندگی انجام می دهیم، رونوشت ناقص چیزهایی است كه می خواستیم انجام دهیم.((فرناندو پسوا)) 


هنر عبارت از این است كه فرصت دهیم تا سایر انسانها آنچه را كه ما احساس می كنیم، احساس كنند، آنها را از خودشان رها سازیم و برای این رهایی خاص شخصیت خودمان را به آنها پیشنهاد كنیم.((فرناندو پسوا)) 


من برخی شاعران غنا [ =آواز خوش طرب انگیز ] یی سرا را دوست دارم، چون از بینش درست برخوردارند و هرگز حاضر نیستند احساس یا رویا را بیش از یك لحظه به هنر منتقل كنند.((فرناندو پسوا)) 


گربه جلو آفتاب پهن می شود و می خوابد. انسان درون زندگی با تمام پیچیدگی هایش پهن می شود و می خوابد. نه این و نه آن، خود را از قوانین سرنوشت ساز رها نمی سازد، تا آن گونه كه هستند، باشند. هیچ كس تلاش نمی كند تا وزنه ی هستی را از جا بردارد. در جمع انسانها بزرگ ترین ها عاشق شهرت اند.((فرناندو پسوا)) 


آشنایی سطحی برای هنرمند بسیار كم است، او را می آزارد و از تاثیرش می كاهد.((فرناندو پسوا)) 


هنر ما را به گونه ای رویایی از درد هستی رها می سازد.((فرناندو پسوا)) 


لذتی كه هنر بر ما ارزانی می دارد، نیازمندیم و چون به گونه ای هنر ما نیست، نه وجهی می پردازیم و نه تاسف می خوریم.((فرناندو پسوا)) 


تحت عنوان هنر، همه ی چیزهایی كه باعث سرورمان می شود، بی آنكه در ارتباط با ما باشد، درك می كنیم.((فرناندو پسوا)) 


عشق ورزیدن هنری بس بزرگ است كه هر چند عاشق را زر و زور نمی بخشد، او را همسنگ بزرگترین قهرمانان جهان می كند.((گوته)) 


آن كه بر فراز بلندترین كوه رفته باشد، خنده می زند بر همه نمایش های غمناك و واقعیت های غمناك.((نیچه)) 


پیوسته در طول زمان امری پدید آمده كه برای آن، زندگی بر زمین ارزشمند شده است. برای مثال، فضیلت، هنر، موسیقی، رقص، خرد، معنویت؛ خلاصه امری درهم، متعالی، عالی و الهی.((نیچه)) 


ناخودآگاه هنگام شنیدن سخنان فردی به زبان دیگر می كوشیم آواهای شنیده را در قالب عبارتهایی درآوریم كه برای ما طنین آشناتر و معمول تری دارد.((نیچه)) 


باید گهگاه به كمك هنر از خود بدر آییم و فاصله بگیریم و از بالا بر خود بگرییم یا بخندیم.((نیچه)) 


به بركت موسیقی، شورها نیز از وجود خویش كامیاب می شوند.((نیچه)) 


هنر، بیان عدم حضور خوی طبیعی و تجلی پیوندی برتر و قهرمان پرور است.((نیچه)) 


هنرمندان پیوسته شكل و عظمت می بخشند و جز این كاری نمی كنند. آنها به ویژه به موقعیت ها و اشیایی شكل و عظمت می بخشند كه اصولاً انسان در آنها خود را خوب، بزرگ، سرمست، شاد، مقدس و عاقل می پندارد.((نیچه)) 


من فكر می كنم كه هنرمندان غالباً نمی دانند بهترین استعداد آنها در كجاست، زیرا بسیار پر مدعا هستند و برای مثال با مشاهده گیاهان سربلند از توجه به گیاهان فروتن غافل می شوند.((نیچه)) 


خودخواهی، قانون نمایش (پرسپكتیو) ادراك ما است. مطابق این قانون چیزهای نزدیك، بزرگتر و سنگین تر به نظر می رسند، در حالی كه وزن و اندازه همه چیزهایی كه دور هستند كاهش می یابد.((نیچه)) 


هنرمند موضوعاتش را انتخاب می كند و این خود، شكلی از ستایش است.((نیچه)) 


به نظر من اولین موسیقیدان كسی است كه فقط اندوه عمیق ترین خوشبختی را درك كند، نه اندوهی دیگر را. تاكنون چنین موسیقیدانی پیدا نشده است.((نیچه)) 


چیزی وجود دارد كه گهگاه با ما بازی می كند و آن اتفاق و تصادف است. این اتفاق گاه دست ما را چنان حركت می دهد كه زیباترین آهنگها از زیر انگشتان ما نواخته می شود.((نیچه)) 


در حقیقت، تنها یك چیز لازم است و آن اینكه انسان با توسل به هر نوع هنر یا شعری به خرسندی و ارضای خود دست یابد.((نیچه))