تبلیغات
طعم زندگی
» برزوترین آهنگ ها از نایس موزیک ( چهارشنبه 29 شهریور 1396 )
» قدر خوشبختی‌ هاتونو بدونید ( شنبه 29 آبان 1395 )
» لبخند بزنیم ... ( یکشنبه 31 مرداد 1395 )
» شکرگذار باشید ... ( چهارشنبه 20 مرداد 1395 )
» خانم به من دست نزن من متاهلم ... ( شنبه 16 مرداد 1395 )
» با عشق رنگ بزن ... ( شنبه 9 مرداد 1395 )
» قدر آدم های خوب زندگیمون رو بدونیم ... ( یکشنبه 3 مرداد 1395 )
» به سادگی زندگی کنید ... ( شنبه 2 مرداد 1395 )
» راهی را نرو که از سرِ ترس است ... ( پنجشنبه 31 تیر 1395 )
» منزل حقیقی ما کجاست ... ( پنجشنبه 31 تیر 1395 )
» گاهی دل ها بخاطر نگفته ها میشکند ( چهارشنبه 30 تیر 1395 )
» مهم نیست چگونه قضاوت میشوم ... ( سه شنبه 29 تیر 1395 )
» دل داد زد دیوانه من می بینمش ... ( دوشنبه 28 تیر 1395 )
» به خود بگویید عالی هستید ... ( جمعه 25 تیر 1395 )
» مهم نیست که زیبا باشی ... ( چهارشنبه 23 تیر 1395 )
» درود بر اندیشه های مهربان ... ( چهارشنبه 23 تیر 1395 )
» تعریف زمان ... ( سه شنبه 22 تیر 1395 )
» زندگی شوق رسیدن به خداست... ( یکشنبه 20 تیر 1395 )
» مدتی سكوت كن تا پاسخ بهتری بیابی ... ( یکشنبه 13 تیر 1395 )
» شاد زیستن ... ( یکشنبه 13 تیر 1395 )
» به سمت جلو حرکت کن ... ( شنبه 12 تیر 1395 )
» بن بست وجود ندارد ... ( جمعه 11 تیر 1395 )
» از دیروز نزدیک ترم ... ( پنجشنبه 10 تیر 1395 )
» امروز را زندگی کن ... ( پنجشنبه 3 تیر 1395 )
» می تونیم بر کره مغز خودمون مسلط باشیم ... ( چهارشنبه 2 تیر 1395 )
» ساعت احساسات ( سه شنبه 1 تیر 1395 )
» تفاوت حال تا سال دیگر ما ... ( سه شنبه 1 تیر 1395 )
» ذهن های بزرگ ... ( دوشنبه 31 خرداد 1395 )
» لبخند بزن... ( جمعه 21 خرداد 1395 )
» باارزش ترین چیز برای نقاشی ... ( سه شنبه 18 خرداد 1395 )

فاصله یک مشکل تا راه چاره آن!



روزی دو مرد جوان نزد استادی آمدند و از او پرسیدند:

“فاصله بین دچار مشکل شدن تا راه حل یافتن برای حل آن مشکل چقدراست؟”

استاد اندکی تامل کرد و گفت:

“فاصله مشکل یک فرد و راه نجات او از آن مشکل برای هر شخصی به اندازه فاصله زانوی او تا زمین است!”

آن دو مرد جوان گیج و آشفته از نزد او بیرون آمدند و در بیرون مدرسه با هم به بحث و جدل پرداختند.

اولی گفت: “من مطمئنم منظور استاد معرفت این بوده است که باید به جای روی زمین نشستن از جا برخاستو شخصا برای مشکلراه حلی پیدا کرد. با یک جا نشینی و زانوی غم در آغوش گرفتن هیچ مشکلی حل نمی‌شود.”


اگر روزی فرا رسید كه هیچ مشكلی برای حل كردن نداشتی بدان كه در مسیر اشتباهی حركت كرده ای



دومی کمی فکر کرد و گفت:

“اما اندرزهای پیران معرفت معمولا بارمعنایی عمیق‌تری دارند و به این راحتی قابل بیان نیستند. 

آنچه تو می‌گویی هزاران سال است که بر زبان همه جاری است و همه آن را می‌دانند. استاد منظور دیگری داشت.”

آن دو تصمیم گرفتن نزد استاد بازگردند و از او معنای جمله‌اش را بپرسند. استاد با دیدن مجدد دو جوان لبخندی زد و گفت:

“وقتی یک انسان دچار مشکل می‌شود. باید ابتدا خود را به نقطه صفر برساند.

 نقطه صفر وقتی است که انسان در مقابل کائنات و خالق هستی زانو می‌زند و از او مدد می‌جوید.

بعد از این نقطه صفر است که فرد می‌تواند برپا خیزد و با اعتماد به همراهی کائنات دست به عمل زند. 

بدون این اعتماد و توکل برای هیچ  مشکلی راه حل پیدا نخواهد شد.

باز هم می‌گویم فاصله بین مشکلی که یک انسان دارد با راه چاره او، فاصله بین زانوی او و زمینی است که برآن ایستاده است!”


برچسب ها : جوان , استاد , نجات , اشفته , آغوش , فکر , اشیانه ,


ادامه مطلب...